ابزار وبلاگ

ابزار وبلاگ
وبلاگ عرفان اسلامی
وبلاگ عرفان اسلامی
یکشنبه 2 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
خلوت
لازمه مداومت بر سکوت ، خلوت است و این خلوت دارای دو مرتبه است :
در مرتبه اول سالک از عامه مردم و کسانی که اهل سلوک نیستند فاصله می گیرد و سعی بر محدود نمودن روابط خود با آنان می نماید و بعد از مدتی دل سکونی بی وصف می یابد و این خلوت زبان و اندیشه ، به دل نیز سرایت می نماید و این سکون ، آینه جان را شسته و موجب جوشش حکمت هایی از برای ادامه سیر می گردد و مراد از رسول باطنی که پیامبر (ص) فرمودند نیز این مرتبه و مقام است و این مقام حکمت است و شخص صاحب آن حکیم نامیده می شود و ظهور یکی از اسماء الهی در جان سالک است .
خداوند چنان چراغ هدایتی را در جان سالک می افروزد که تمامی پستی ها و بلندی های مسیر را گام به گام یافته تا سیر خویش را به سرانجام برساند .
با پیشرفت سالک برخی هم مسلکان نیز به وی ارادت پیدا می کنند و به عبارتی مرید وی می گردند و زبان به مدح وی می گشایند . در این هنگامه است که وی در می یابد که مدح و ارادت اینان به مانند وزنه ای بر دوش وی سنگینی می کند و آنرا مانع از تکامل سیر می بیند . در این هنگام است که ترک کسانی که مقصد نرسیده اند را نیز بر می گزیند و این خلوت از خواص است .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 15 فروردین 1397 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
جذبه و طلب
گفتیم که پس از مشاهده برخی از طلایع و انوار عالم ملکوت ، جان سالک به طلب برای مداومت این امر بر می خیزد . حال وی چنان مرغ در قفسی است که میانه باغی خرم و سرسبز قرار دارد و بر روی قفس پارچه ای انداخته اند و تنها هر از چند گاهی آنرا را کنار می زنند و همین که مرغ از فضای خارجی آگاه می شود و قفس و حبس خویش را در می یابد ، دیگر آرام نمی نشیند و خواهان آزادی از قفس می گردد و این چنین است که این طرف و آن طرف می رود و با بی قراری به دنبال راه خروج از قفس می گردد ,
این مشاهده منظره باغ در مثال مذکور در مورد سالک مشاهده انوار و طلایع ملکوتیه می باشد که در اصطلاح عرفا به جذبه معروف گشته است و باعث می شود تا سالک دریابد ، قفس بودن جسم برای جان را .
پس از جذبه ، جان مانند مرغ در قفس ابتدا بی قراری نموده و در پی راهی برای آزادی است و مراد از زندان بودن دنیا برای مومن نیز همین امر است و نه مشکلات و مصائب دنیوی .
جان راه ها و روش های بسیاری را برای نائل شدن به نعمت آزادی از عالم دون مادیت ، بر می گزیند مانند کثرت اعمال عبادی و غیره ذلک .
جان خود را مانند مرغ محبوس که خود را به قفس می کوبد ، به دیوار های نا مرئی جسم می کوبد تا شاید قفس جسمانیت را در هم شکند اما با مراقبه در می یابد که حجاب اصلی همان توجه به عالم کثرت و عدم توجه به باری تعالی است و به همین دلیل مانع شناخت پروردگار ، غفلت ذکر شده است مانند شخصی که در مجلسی حضور دارد و با شخصی در حال صحبت است و از شوق و ذوق مکالمه ، متوجه حضور دوست دیگری در آن مجلس نمی شود ولو اینکه چشم او دیده است اما باز متوجه نشده است .







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 27 دی 1396 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
شیخ ، پیر و استاد
گفته شده که یافتن استاد ، رفتن نیمی از راه سیر و سلوک است . هر چند این سخنی صحیح است اما باید توجه نمود که انتخاب استاد کاری است محتاج دقت نظر ، تا استادی را که هنوز خود دارای معایبی است ، را نمی توان انتخاب نمود .
دقت شود که استاد ، شخصی است مقید به تمام آداب شریعت و حتی مکروهات را نیز ترک نموده و ابدا گرد محرمات نمی گردد . پس هر کسی را شایسته نباشد که پیر یا استاد خویش قلمداد نموده و در پی او راه بیفتید و چه بسا از پیروان شیطان است و مقصدش عذاب الیم .
بازهم توصیه می کنیم که استاد ، کسی است که ذره ای از شریعت تخطی نمی نماید واین بسیار با فقیه تفاوت دارد .
فی الواقع هر فقیهی استاد نمی تواند باشد ولی هر استاد ، باید فقیه(عالم به شریعت) بوده و نسبت به مسائل شرع آگاه بوده و نکته بسیار مهم تر آنکه به دانسته های خویش ، عمل نماید .
اگر هر کدام از این دو بال ، علم و عمل ، در استاد نباشد ویا کم رنگ باشد وی را شایسته پیروی نیست .
و چه زیبا گفت آن معصوم : استاد علم است و بدان چه میدانی عمل کن که آنچه را نمیدانی به تو خواهند آموخت . بدان که اگر در تو تقوا و پرهیز گاری باشد خود استاد به سراغت آمده همچون موسی کلام الله که حضرت شعیب را در مسیر زندگیش قرار دادند و سپس جناب حضرت خضر .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 دی 1396 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
عشق تنها ترانه هستی
تنها ترانه ای که هستی و جان سالک را می نوازد عشق می باشد .
سالک که از قبل طعم عشق های دیگر را چشیده است و از کم وکاست و نواقص آنها مطلع گردیده است ، حال کمر همت بر بسته تا روی نیکو و زیبای آفریننده زیباییها را ببیند و به گفتگوی یار بنشیند . وی از سختی هایی که در مسیر این وصال متحمل گردیده لذت می برد و این نیز از جمله آثار شدت محبت است و هر چه بیشتر جور این عاشقی می کشد ، مشتاق تر می گردد .
سالک در پی این ندای قدسی پروردگارش قرار از دست داده و نوعی سرمستی عاشقانه تمام علایق و دلبستگی ها و هواهای وی را می سوزاند .
لو علم المدبرون عنی کیف انتظاری لهم و شوقی الی توبتهم لماتوا شوقاً الی و لتفرقت اوصالهم . » اگر بندگان من ، که به من پشت کرده اند ، می دانستند که چقدر انتظار آنها را می کشم و مشتاق بازگشت آنان هستم از شوق می مُردند و بند بند بدن آنها از هم جدا می شد .
برای همین امیر مومنان علی (ع) فرمودند:«حُبُ‏ اللَّهِ‏ نَارٌ لَا تَمُرُّ عَلَى‏ شَیْ‏ءٍ إِلَّا احْتَرَق؛ محبت خدا آتشی است که در هر چه بیفتد، بسوزاند.‏»
یا حبیب المحبین

 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 23 دی 1396 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
سرور همراه کوهی از مشکلات
از جمله حالات سالک نوعی از سرور و سرخوشی است که ناشی از تنعم و برخورداری نعمات رنگارنگ دنیوی نبوده و اتفاقا این سرور با وجود تمام مشکلات است .
سالک کوهی از بلایا را حامل است و در حالیکه چنین در سرور است .
در این حال ابداً احساس حسادت و غیره و ذلک راه ندارد چرا که به جهت غلبه حُبّ یار ، محبت دنیا از دل خارج گردیده و محل توجه و نظر حضرت حق می باشد .
شدت حسن این احوالات است که ریشه فضولات دنیوی را از قلب شسته و آنرا قادر به نظاره انواری می گرداند که در همه دنیا مانندی نداشته و عالم دنیا و نعمات موجود در آنرا نزد سالک تاریک می گرداند .
در این حال است که نه دردی و نه مشکلی احساس می شود و از همین موارد بوده اند برخی از یاران ابا عبدالله الحسین (ع) که در هنگامه جهاد زره از تن به در کرده و جسم خویش به تیغ تیز سپرده اند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 18 دی 1396 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
یاد یار مهربان
سالک الی الله در ابتدای امر عزم سفری می کند از میان خلق و با آنکه جسمش در میان خلق است اما جانش با خالق است و عبارتاً اُخری توجه وی به محبوب خویش است با آنکه در میان آنها کار می کند و خرید و فروش و معاشرت دارد اما نوعاً از نظر افراد دیگر حواس پرت و قدری عجیب به نظر میرسد .
این اشتغال دل که از جانب محبوب است ابداً به اختیار نبوده و وی را در احوالاتی چنان متذکر می گردانند که حتی امور دنیا از دستش خارج می گردد و بدان که این از جمله آثار حُبّ است .
اگر در این دوران مرگ را یاد کند نیز نه به خاطر ترس از عذاب خدای رحمان بلکه به جهت وصول لقاء محبوبش هست . از این جهت است که پیامبر (ص) فرمودند : یاد مرگ بهار دل ها است .
بهار در آنجا همان خوشی و سرمستی هست که از شوق دیدار خداوند بوسیله مرگ برای سالک دلنوازی می کند و وی را اطمینان می بخشد که اگر هم موفق به دیدار روی یار در این دنیا نائل نشود ، سر انجام به سبب مرگ این جدایی پایان پذیر است و بدین سبب خداوند می فرمایند : ای اهل ایمان اگر راست می گوئید که ایمان آورده اید ، مرگ را آرزو نمائید .
گر چه این سفر از خلق ، در ابتدای امر یک حال بوده و مقام (ثابت) نیست اما به مرور آنقدر پر رنگ تر می گردد که کم کم حیات دنیا را به حاشیه می راند .
در اوقاتی که این حال هم نیست در سالک نوعی انتظار برای رسیدن دوباره این حال پدید می آید که گاه با طولانی تر شدن زمان ، نوعی از حزن وی را در برمی گیرد و مراد از حزن ممدوح که در شرع وارد آمده و برای آن اجری وافر است نیز همین است و الا حزن از برای دنیا مکروه است و به بدترین گناه که یاس از خداوند است می کشاند .
در وصف کیف این حال زبان بسته است واگر هم چیزی گفته شود مثل همان پیلی است که مولانا آورده اند . 
دلیل این حرکت عظیم در نفس نیز ، بالواقع بلایا و مصائب دنیا و دلگیری های سالک از اهلش است و بدین جهت این همه در حُسن و مدح آنها احادیث و روایات متعدد آمده است .
در واقع سالک در مرحله سفر از خلق ، به خاطر فقر نفسانیت از مخلوقات ، فاصله می گیرد .
الله یهدی من یشاء




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 13 دی 1396 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
پرهیز از ظلم
ظلم به معنای ضرر و زیان رساندن به غیر از قبیل زدن یا دشنام یا غیبت یا تصرف در مال دیگران و غیره ذلک
مروی است که ظلم و جور کردن در یک ساعت بد تر از شصت سال گناه است .
از متمم مکارم اخلاق مروی است که پست ترین و ذلیل ترین خلق در نزد خداوند کسی است که امر مسمانان در دست او باشد و میان ایشان به راستی رفتار نکند .
امام سجاد (ع) در هنگام وفات به حضرت باقر(ع) فرمود : زنهار که ظلم کنی بر کسی  که دادرسی به غیر از خدا نداشته باشد .
از امام باقر (ع) مروی است : هیچ کس نیست که به دیگری ظلم کند مگر اینکه خداوند به آن ظلم او را می گیرد در جان یا مال او .
امام جعفر صادق فرمودند : پروردگار عالم وحی فرستاد به پیغمبری از پیغمبران که در مملکت پادشاه جباری بود که برو به نزد این مرد جبار و به او بگو که من تو را وانداشته ام از برای ریختن خون بی گناهان و گرفتن اموال مردمان بلکه تو را صاحب اختیار کردم به جهت آنکه صداهای مظلومان را از درگاه من بازداری و ناله های ایشان را کوتاه کنی و من نخواهم گذشت از ظلمی که بر احدی شود اگرچه از جمله کفار باشد .
حضرت صادق (ع) فرمودند : هر که ستم کند خداوند عالم مسلط می سازد براو کسی را که ظلم کند بر او  یا بر اولاد او یا بر اولاد اولاد او .
امیر مومنان علی (ع ) فرمودند : آفت العمران من جور السلطان و من ظلم رعیته نصر اعدائه [ خرابی معموره ها از ستم پادشاه است و هرکه بررعیت خود ظلم کندیاری دشمنان خود کرده]
اعانت به ظالم وراضی به فعل او شدن
امام جعفر صادق (ع) : هر که ظلم کند و هر که راضی به ظلم او باشد و هرکه یاری ظالم کند هر سه ظالمندودر ظلم شریکند . و فرمود : هر که اعانت کند ظالمی را در ظلمی که می کند خدا ظالمی را بر او مسلط می سازد که او را ظلم کند و او هر چه دعا کند به اجابت نرسد و بر ظلمی که بر او می شود اجری از برای او نباشد .
روزی رسول اکرم (ص) فرمودند بد ترین مردمان مثلث است . عرض کردند که مثلث کیست ؟ 
فرمود : کسی است که بد گویی و سعایت کسی را در نزد امراء جور کند که او سه نفر را هلاک کرده است  . اول خود رابه جهت معصیتی که نموده دوم امیر را به جهت ظلمی که به آن مظلوم نموده سوم آن مظلوم رادر دنیا هلاک کرده به جهت اذیتی که که به او رسانیده و تضییع حق او کرده .
همچنین فرمود : هر که همراه ظالمی بروداز برای اعانت و یاری کردن او و داند که او ظالم است آن کس از اسلام بیرون رفته و داخل کفر شده است .
و نیز از آن جناب مروی است که چون روز قیامت شود منادی ندا کند که کجایند ظالمان و کسانی که شبیه و مانند ظالمانند ؟ حتی کسانی که قلمی از برای ایشان تراشیده یا دواتی به جهت ایشان لیته کرده؟ پس همگی را در تابوتی از آهن جمع سازند ودر آتش جهنم اندازند . و مراد از شبیه ظالمان کسانی اند که به ظلم ایشان راضی اند  .
معراج السعادة .ص 396تا407




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 13 دی 1396 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
خیرالمنتقمین
خیر المنتقمین به معنای بهترین انتقام گیرندگان یکی از نام های خداوند است .
اگر چه گرفتن انتقام به مانند آنچه که بر مظلوم واقع شده از نظر کمیت و کیفیت و مشروط بر آنکه خوف تجاوز نباشد جایز است اما انتقام کراهت داشته و سالک الی الله مظالمی که در حقش رفته را به خدای می سپرد چرا که در روایات متعدد و احادیث قدسی آورده شده است که انتقام خود را به خداوند بسپرید به راستی که او از بهترین گیرندگان انتقام است . و گواه این سخن سرگذشت قاتلان امام حسین (ع) ویاران حضرت می تواند باشد .
چه بیماری ها و مشکلاتی برای ظالمین پیش آمده است که حتی روزانه طالب مرگ هستند و بیچارگان فکر می کنند با مرگ راحت و آسوده می شوند مغفول از آنکه این خفت و بلا ذره ای اندک از آتش عذابی است که خداوند برای آنان تهیه دیده است .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 12 دی 1396 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
کسب حلال
آدمی نیازمند تلاش برای کسب رزق خویش است هر چند در دین رزق دنیا برای اشخاص تضمین شده است ولی مانع از سعی برای کسب آن نمی باشد .
کسب حلال اصولا کم است و سالک باید بدین امر واقف باشد مگر در مواردی خاص و استثنایی .
کسب حلال علاوه بر جنبه برکت آن موجب پیشرفت های معنوی نیز می شود و از همین رو پیامبر اسلام و تمامی ائمه اطهار کار می کردند .
سعی در راه ارتزاق ابدا منافاتی با زهد نداشته چرا که در عمل امیر مومنان علی (ع) این امر را نشان داده اند و با آنکه توان مالی داشتند و ازخانه خود به فقرا خورشت میدادند اما خود نان خشک خالی می خوردند .
مهمتر از همه چیز حلال بودن کسب است و بدان که ریالی از حلال به کوهی از حرام بالاتر است .
در راه کسب حلال ابدا احتیاط را از دست نداده و مدام و هر چه بیشتر می توانید احتیاط کنید چراکه حق الناس بوده و جز با ادای آن به صاحبش و دلجویی وی حسابتان بی حساب نمی شود .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 دی 1396 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
تکبر و غرور
عامل تمام سقوط ها غرور است و عامل تمام بلندی ها تواضع است .
متاسفانه در جوامع امروزی اکثر قریب به اتفاق افراد به این معضل دچارند .
چه سقوطی بالاتر از سقوط معنوی یک جامعه می تواند باشد .
غرور علاوه بر سقوط از نظر مادی در فرد مبتلا سقوط معنوی و ایمانی به بار می آورد .
این خود برتر بینی و کوچک و حقیر دیدن دیگران بلایی است جانگداز .
شاید به همین خاطر است که شدیدترین عذاب ها در مورد تکبر ذکر گردیده است  .
به همین علت گفته شده قبل از گفتن کاری که می خواهید انجام بدهید ان شاء الله بگویید و بدان ایمان داشته باشید . 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 دی 1396 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
تغییر خویشتن
اگر خودتان را تغییر دهید محیط اطراف شما نیز تغییر می کند .
تغییر در خودتان را شروع کنید .
نیروی خداوند بسیار بالاتر از نیرو و امکانات در دست بشر است .
خداوند نگهدار و محافظ مومنین است .
پیشه نمودن تقوا و پرهیزگاری بهترین سبب برای دفع شر دشمنان و جذب خیرات است .
اگر تاثیری از اسباب است با خواست خداست نه صرف اقتضای آن سبب .
و حتی خود تقوا نیز قابل اتکاء نبوده و سالک باید بداند این نیز وابسته به اراده خداست .
تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
این صفحه را به اشتراک بگذارید
برخی آیات قرآنی مبنی بر کروی بودن زمین
عده ای معدود در این زمانه زمین را تخت می دانند و اتفاقا در کلام خود با استناد به برخی آیات و روایات و نه تمامی آیات مرتبط سعی در محق نشان دادن خود دارند .
در ادامه آیاتی از قران کریم آورده می شود که کروی بودن زمین را اثبات می کند و زمین تخت گرایان اصلا این آیات را انگار نمیبینند و چون به ضرر خویش می بینند خود را به ندانستن یا تفسیری مغایر با تفسیر حقیقی سعی در قلب حقیقت دارند و خداوند از نیات باطنی آنها عالم است :

الف: « رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ »

این آیه مبارکه در این جا به معنی عام خود تفسیر می شود. لیکن از این عمومیت که بگذریم، می بینیم که خدای عزّوجل، کلمه ی «مشرق» را به «مغرب» پیوسته گردانیده است. تفسیر دقیق علمی این تقارن این است که در واقع مشرقی بدون مغرب وجود ندارد و کرویت زمین نیز مؤیّد این مدعاست. یعنی وقتی که خورشید از یک جهت غروب می کند در همان حال از دیگر جهت طلوع می نماید. بنابراین وقتی خدای عزوجل می فرماید: «پروردگار مشرق و مغرب» بدان معنی است که برای مغرب مفهوم جداگانه ای از مشرق قائل نمی شود، بلکه این دو را کاملاً به هم پیوسته می داند. پس طلوع و غروب هر دو در یک زمان انجام می گیرد. این تفسیر با برداشت های عقلی بشر در هنگام نزول قرآن بیگانه است، چرا که عقیده ی حاکم در عصر نزول قرآن این بود که مشرق و مغرب در جهت کاملاً جداگانه ای هستند و در مقابل همدیگر قرار دارند. ملاحظه می کنیم که قرآن کریم در این آیه معنایی را به اذهان بشر معاصر نزول خویش القا می کند که به طور کامل با دیدگاه آنان همخوانی دارد در عین حالی که با جدیدترین دستاوردهای دانش زمان ما نیز تفسیر می شود.

ب: « رَبُّ الْمَشْرِقَیْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَیْنِ »

از دیدگاه علم جدید با این سؤال روبرو می شویم که چرا قرآن کریم در این آیه هر یک از مشرقین مغربین را با بالإستقلال و با صیغه ی تثنیه ذکر کرده است؛ یعنی اولاً مشرقین و مغربین را به صیغه ی تثنیه آورد و ثانیاً کلمه ی ربّ را در آغاز هر صیغه به طور جداگانه ذکر نمود که این امر مفید استدلال و تباین آن ها است؟ در پاسخ باید گفت: اگر کره ی زمین به دو نیم کره تقسیم شده است که نصف آن روشن و نصفی دیگر تاریک است. به دیگر سخن؛ نصف روشن آن از خود طلوع گاه و غروب گاهی دارد در حالی که نیمه ی تاریک آن در تاریکی دیجوری شناور است و چون زمین دور می زند باز نیمه روشن آن در تاریکی مطلق فرو می رود، پس نیم کره ای که تاریک بود از خود مشرقی دارد و نیم کره ای که در روشنی به سر می برد، در تاریکی شناور می گردد. بنابراین کره ی زمین در عمومیت خویش دارای دو مشرق است مشرقی که خورشید از آن نصف زمین را روشن می کند و مغربی که نور خورشید به آن نمی رسد تا این که زمین بچرخد و در معرض خورشید قرار بگیرد.

ج: « رَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ»

با تقدّم حاصل در علم نجوم، این حقیقت دیگر روشن است که در هیچ کشوری از کشورهای جهان، مشرق و مغرب واحدی نداریم بلکه مشارق و مغارب، متعدد و بی شمارند و هر جایی از زمین وجود دارند؛ زیرا زوایه ی طلوع در مکان های مختلف تغییر می کند، همین طور زاویه ی غروب، امّا حس انسان ظاهراً این امر را درک نمی کند، در حالی که اگر به کره ی زمین بنگریم درمی یابیم در هر جزئی از یک ناحیه مشرقی است که در آن خورشید بر شهری طلوع دارد و در همان حال از شهری دیگر غروب می کند.

در واقع برای هر منطقه ای از جهان میلیون ها مشرق و مغرب داریم و به طور قطع می دانیم که مشرق و مغرب حتی در یک کشور واحد هم در تمام ایام سال دو بار تکرار نمی شود و خورشید هرگز بر یک شهر از مکانی که دیروز بر آن طلوع کرد، طلوع نمی کند. اگر چه جهت طلوع هم یکی است، اما مسلماً زاویه ی طلوع در هر روز فرق دارد و همین است غروب. این اختلاف در فصول مختلف سال نیز حاکم است؛ یعنی طلوع خورشید در زمستان با طلوع آن در بهار و خزان و تابستان فرق می کند، به همین ترتیب ما برای هر فصلی طلوع و غروبی مخصوص داریم. البته چنین چیزی ممکن نیست مگر این که زمین در هر سال یک بار بر محور خورشید حرکت دورانی داشته باشد و همین حرکت است که برای هر روز، مشرق و مغرب جداگانه و مختلفی ایجاد می کند به طوری که وقت هر روز با وقت روز دیگر تفاوت دارد و به جای این که برای اثبات این حقیقت به پیچیدگی های علم نجوم وارد شویم بهترین مثال برای ما همین روزه ی رمضان است. ملاحظه می کنیم که هر روز رمضان هنگام افطار مغرب جداگانه ای از روز دیگر داریم یا اوقات نماز در هر روز نسبت به روز دیگر تفاوت دارد و این ها همه از حرکت زمین بر محور خورشید ناشی می شود.

در این جاست که ما به مفهوم علمی « رَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ» می رسیم و به کنه واقعی اعجاز علمی در سه آیه فوق واقف می شویم و از پیش دستی قرآن از علوم روز احساس خوشحالی می کنیم.

إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِی كِتَابِ اللَّهِ ( تعداد ماه ها نزد خداوند که در کتاب خدا امده است 12 تاست )

سئوال اینجاست که اگر خورشید و ماه هر روز به دور زمین میچرند چگونه عدد ماه ها 12 تا می شود و در این فرض ما باید به تعداد روزها ماه و سال داشته باشیم .




منبع: اعجاز قرآن در عصر فضا و تکنولوژی / مؤلف: کمال روحانی- پیرانشهر / انتشارات: سامرند پیرانشهر 1386

[1] – اعجاز علمی قرآن، دکتر طارق سویدان. همچنین: توحید الخالق، عبدالمجید الزندانی/موسوعه الأعجاز فی القرآن و السنّه.

[2] – همان.

[3] – جلوه هایی جدید از اعجاز علمی قرآن کریم، عبدالرئوف مخلص، نشر شیخ الاسلام 1376، چاپ اول.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 مرداد 1396 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
کتمان سر
کتمان به معنای پوشاندن است و چون برای ماهیتی غیر مادی به کار می رود به معنای مخفی کردن است .
سر علمی است که در دل نگاه داشته می شود .
سینه عارف پر از اسراری است که خلایق را طاق و تحمل دانستن نیست .
اسراری از توحید و حقیقت دنیا و آخرت .
عارف حقیقی بدین حقیقت کاملا واقف است و از محبوب خویش رازی را افشاء نمی کند .
دلیل چنین امری نیز در تنزیل اسرار به تدریج در قلب عارف است .
در درجه دوم صفای نیت باید باشد .
اگر شخصی به نیت کشف اسرار خداوند هزار سال نیز عبادت کند وی را چیزی نمی دهند زیرا اخلاص میخواهند .
آیا آموختن علوم دینی با کتمان سر تعارضی ندارند ؟
سر غیر از علوم دینی است و تفاوت اینها آشکار است . علوم دینی مربوط به انجام اعمال عبادی و اعتقادی است در حالیکه سر از مکاشفات سالک بدست می آید .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 14 مرداد 1396 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
سعود یا سقوط
انسان دائما یا در حال سعود است یا در حال سقوط .
سقوط بسیار سریع و در اندک زمان رخ می دهد .
اما سعود معمولا سخت و کند صورت میگیرد .
آباد کردن است که زمان بر است و خراب کردن سریع .
انسانیت سریع سقوط می کند اما تا انسان واقعی شدن راه زیادی باید پیمود .
غرور انسان را از نردبان ترقی به اوج جدا کرده و وی را در دره ضلالت و گمراهی می اندازد .
سالک الی الله مدام باید عمل و دانش و پیر و استاد و هرچه که در این مسیر را بدست میاورد تنها از خود خدا بداند و ابدا امید به اعمال عبادی یا علم یا استاد خویش نبندد و باید بداند که اثر بدست خداست و اوست که بدین اسباب تاثیر میبخشد .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 9 مرداد 1396 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
احسان
احسان و نیکی مفهومی بسیط است .
موضوع احسان هر شخص یا شیئ می تواند باشد .
نیکی به خودتان برمیگردد .
با نیکی به دیگران خودتان را یاری می کنید .
گرهی از زندگی دیگران باز کنید تا گرهی از زندگیتان گشوده گردد .
قران میفرمایند : همه انسانها در خسران و زیانند به جز کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام می دهند .
نیکی را از نزدیکان خود شروع کنید از خانواده و اقوام و اگر باز هم در هیچ کدام از این افراد کسی به کمک شما نیاز نداشت از همسایه و نا آشنایان شروع کنید .
توجه کنید که به ترتیب است یعنی اگر کسی در خانواده اش به کمک او نیاز دارند او حق ندارد به جای خانواده خود به اقوام دیگری مثل عمو کمک رساند پس باید قاعده الاقرب رعایت گردد .
کمک هر نوعی می تواند باشد از انجام کارهای ساده مثل حمل یک کیسه میوه تا حتی ترک فعلی مانند بوق بی جا نزدن در محیط مسکونی و درمانی و تا پرداخت وجه یا ضمانت شخصی یا مصالحه بین دیگران .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 7 مرداد 1396 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
ترک دنیا ترک عقبی ترک ترک
سالک در ابتدا در ترک دنیا می کوشد و این ترک نه به معنای ترک اسباب و علل کافی برای بقای حیات است بلکه به معنای ترک دنیایی است که آخرت وی را نشانه گرفته است .
بعد از منزل ترک دنیا محبت آخرت نیز به مرور در وی کمرنگ شده ودیگر برایش مهم نیست تا در آخرت چه پاداشی وی را دهند .
در این هنگامه است که سرچشمه اعمال و افکار وی را محبتی است از حضرت حق .
وی دیگر از ترس عذاب یا شوق پاداش بندگی نمی کند بلکه به دلیل رضای محبوب بندگی را پیشه خویش میگرداند .
چون سالک به این مرحله رسید هر چه خواسته خویش است را ترک می کند و وی را خواسته ای نباشد جز رضای حق .
پس با زوال اراده و فعل سالک در اراده و فعل خداوند مرتبه ای اتفاق می افتد که دیگر سالک خود را نمیبیند و عبارتا اخری وجودی ندارد که بخواهد چیز دیگری را ترک کند و این همان منزل آخر و اتحاد بین خالق و مخلوق است و معروف به ترک ترک .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 1 اسفند 1395 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
 
  برو طواف دلی کن که کعبه مخفی است   
                             که این خلیل بنا کرد و آن خدا خود ساخت





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 30 بهمن 1395 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
جوع
جوع یعنی گرسنگی یا کم خوردن .
در عرفان خالی بودن است که به جایی می رساند نه پر بودن .
سالک الی الله از خوراک و پوشاک و گفتار تنها به قدر ضرورت برخوردار است .
در روایت است از امام صادق (ع) که ثلث معده خود را به طعام و ثلث آنرا برای آب و ثلث آنرا برای هوا قرار دهید .
پیامبر اسلام (ص) فرمودند : خود را تخمه مسازید مانند خوک هایی که کفار برای ذبح فربه می سازند .


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 26 بهمن 1395 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
خلوت خانه دوست
اگر بارگاه دوست خلوت است نه بدان جهت است که کسی را بدان جایگاه رغبت نباشد 
بلکه بدان جهت است که هر کس را راه نداده اند
بدان ای مسافر مسیر حق و هدایت
گرچه مسیر صعب است و مشکل و پر پیچ و خم


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 14 دی 1395 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
مقام صبر و منزل حیرت
چون در سالک آثار حب الی الله هویدا گردید .
شعله این حب و عشق فطری روز به روز برافروخته تر می شود تا آنجا که احوال وی را مشوش می گرداند .
در اثر شدت حب سالک هر آن میل دارد تا جان خویش را تسلیم حق تعالی گرداند تا رخ محبوبش را نظاره کند . اما به هر در که می کوبد برای وصول بر این مقصود آنرا بسته می یابد .
کم کم سالک را وارد منزلی می گردانند که میان اهل معرفت به منزل حیرت معروف گشته است . 


 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 30 آذر 1395 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
محبت
حب به معنویات سرشت ذاتی انسان است .
خمیر وجودی انسان را به اسماء الهی آغشته اند .
اسماء الهی حقایقی اند غیر از لفظ و شکل و ابعاد .
از اسماء الهیه اسم مقدس ودود است . 


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 13 آذر 1395 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
تکامل
تنها و مهمترین وظیفه آدم خاکی بر کره خاکی تکامل است .
تکامل یعنی از غیر خدا خالی شدن و از خدا پر شدن .
در خدا گم شو کمال این است وبس
گم شدن گم کن وصال این است وبس
همین که از غیر خدا خالی شوید از خدا پر می شوید و همین انجام واجبات مانند نماز و روزه کافی است .
در توحید از سه نوع توحید سخن رانده شده است :
1 - توحید افعالی
2 - توحید صفاتی
3 - توحید ذاتی


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 11 آذر 1395 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
مزد خواهی
بسیار شده است که برای عبادات خود از خداوند طلب مزد کنیم . روزهایی که در مشکلات گرفتار آمده ایم و با دعا و عبادات وغیره هم نتوانستیم نتیجه بگیرم وبه عبارتی کارد به استخوانمان رسیده است  دستاویز این ترفند می شویم واز خدای خود طلب مزد اعمال گذشته می نماییم به امید فرجی ودرخشش روشنایی .
بعد به گناهان ارتکابی خود در گذشته می اندیشیم و این واقعه را عقوبت آن می پنداریم و با استغفار سعی در رفع آن می نماییم اما انگار آب در هاون کوبیدن است .
چقدر این لحظات برای بندگان خداوند سخت می گذرد تنها خودش می داند و بس .
در این میانه سختی می بینیم که طاقت ما طاق شده است و بریده ایم .
ناگهان در این میانه طوفان نوری از دور توجهمان را جلب می کند . بله چنین است امیدی از جانب حضرت حق فرا می رسد و ما را امید می بخشد .
چشم هایمان از عنایتش خیس می گردد و سر بر سجده شکر گذاشته و ایمانمان استوار تر می گردد . 
حال فهمیده ایم که عبادات گذشته ما تنها برای خدا نبوده است .
باز هم شکر گذار خداوندی هستیم که رحمانیت او از همه صفاتش پیشی گرفته است .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 7 آذر 1395 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
این روزها
بشر امروز جز به مادیات نمی اندیشد وهمه هم و غمش آباد کردن حیاتی است که لذت های آن بسیار زود گذر است .
امروزه چقدر از انسان هایی را می بینیم که با بکارگیری هزار و یک ترفند سعی در دارایی مجلل تر دارند و به نوعی روز به روز بر نقش و نگارهای مادی خویش می افزایند و غافل از گوهر خویشتن .
براستی که مشغله های مختلفی که به دست خود برای خودمان ایجاد کرده ایم علت غفلت است .
ساعت ها وقت را برای گشتن در اینترنت گوشی خود می گذاریم ولی چند دقیقه را برای گشتن در درون خود نمی گذاریم .
پر از اضطراب از نرسیدن به آمال و آرزو ها 
پر از اندوه از کف دادن سودها 
آنقدر به خودمان سخت گرفته ایم که له شدن دیگران را زیر پاها یمان احساس نمی کنیم .
دیگر جوانمردی جایش را به زرنگی سپرده است و صداقت جایش را به چند رنگی .
دیگر محاسباتمان عدد و رقمی شده اند و دیگر برکت را نمی شناسیم .
به کسانی می بخشیم تا بهمان ببخشند واز کسانی در می گذریم که از ما در گذرند .
زنگیمان بده بستان شده است در این روزها .
این روزها روزهایی تیره و تار برای اهل معرفت شده است .
دانایی خویش را به رخ امر کننده به معروف می کشیم .
عمل عامه را توجیحی برای بستن دهن نهی کننده از منکر می خوانیم .
زندگی ها یمان پر از سود گرفتن ها و سود دادن ها ست .
نماز در چشممان اتلاف وقت است .
سبقتمان در کسب منفعت است نه کسب معرفت .
اگر علمی داریم با آن کاسبی می کنیم یا فخر و مباحات و عمل بدان را برای روزی دیگر گذاشته ایم .






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 8 مهر 1395 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
صمت
صمت به معنای سکوت است .
بدانید که صمت از عبادت عارفان است .
صمت عبادتی است که حتی در آن ریا دیده نمی شود و موجب آزار دیگران هم نیست .
صمت موجب سکون و آرامشی بی وصف در جان سالک می گردد و باعث می شود تا سختی ها ی در مسیر بر او آسان شود .
امام باقر ع فرمودند : شیعه ما لال است .
این روایت دلیل برسکوت فراون دارد .
پیامبر اکرم ص نیز فرمودند : ساکت سالم است و در روایتی دیگر عملی سنگین تر از سکوت و صلوات بر خود را در ترازوی اعمال معرفی نمی کنند .
در ابتدای کار سکوت بسیار مشکل می نمایاند ولی بعد از دیدن مزایای آن حتی شما این نوع از عبادت را دوست خواهید داشت چرا که زحمتی برای انجام عمل نمی کشید و بسیار برخوردار می شوید .
درویش چرا حرف کم وبیش زند           
 وز بهر طمع بهر کسی نیش زند
بهتر زهزار بخیه بر جامه خویش         
یک بخیه اگر بر دهن خویش زند
از مزایای سکوت عبارت است از : 
1 - اجتناب از گناهان فراوانی که با زبان صورت می گیرند . مثل غیبت تهمت سخن چینی دروغ 
2 - تمرکز حواس
3 - چشیدن طعم ایمان
4 - پیدا کردن وقت بیشتر برای انجام اعمال دیگر
5 - سکون و آرامش





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 7 مهر 1395 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
ریاضت 
ریاضت  در معنای لغوی به معنای سختی کشیدن است . 
در زبان عامه ضرب المثلی است که می گوید به مرگ بگیر تا به تب راضی شود .
اما در راه سیر وسلوک عرفانی سالک وارد میدان مبارزه ای شده است که محل مبارزه درون خویشتن است ومبارز عقل او و دشمن خواسته های نفسانی است و دستورات این مبارزه را احکام شرع تعیین کرده است . بنا براین سالک حق ندارد خارج از احکام دین با خویشتن خویش هم مبارزه کند . به عنوان مثال سالک حق ندارد برای رهایی از شر میل جنسی خود را اخته نماید . چرا که شرع چنین اجازه ای را به او نداده است . یا به عنوان مثال نمی تواند در روز عید فطر روزه بگیرد اما تا جایی که شرع منع نکرده است سالک اجازه دارد تا با داشتن برنامه ای ریاضتی بیش از خواسته های دین را از نفس خود بطلبد ویا به عبارتی نفس را به مرگ بگیرد تا به تب راضی شود . 
 در اینکه داشتن چنین برنامه ریاضتی حائز اهمیت است یا خیر شکی وجود ندارد اما اینکه چگونه شروع کنیم وآیا باید دائمی باشد یا موقت ویا همیشه یکسان باشد یا روز به روز بر آن بیافزاییم از مسائلی بسیار مهم در سرنوشت سیر وسلوک است .
چگونه شروع کنیم ؟



  


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 4 مهر 1395 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
مراقبه
عبارت است از آنکه سالک در جمیع احوال مراقب باشد تا از آنچه وظیفه اوست تخطی ننماید .
مراقبه به اختلاف مقامات ودرجات و منازل سالک متفاوت است . 
در ابتدای سلوک مراقبه سالک عبارتست از آنکه آنچه به درد دین و دنیای او نمی خورد اجتناب کند و سعی کند تا خلاف رضای خدا در قول و فعل از او صادر نگردد . گاهی مراقبه عبارتست از توجه به سکوت خود و گاهی به نفس خود و گاهی به بالاتر از آن از مراتب حقیقت از اسماء و صفات کلیه الهیه .


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 4 مهر 1395 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
مراقبه 2
علامه سید محمد حسین طبا طبایی در کتاب رساله الولایه دراواخر فصل چهارم در مورد روش مراقبه مختصر توضیح داده اند اما با الواقع جان مطلب را ادا نموده اند :
اگر می خواهی درستی سخن ما را بیازمایی مکان خلوتی را انتخاب کن که هیچ مشغول کننده از قبیل نور و صدا و اثاث منزل و غیره آنجا نباشد . سپس طوری بنشین که مشغول به کاری نشوی و حواست پرت نگرددو چشمانت را بسته نگه داری. آنگاه صورتی را مثلا صورت 1 را در خیال خود مجسم نمایی که کاملا توجه ات به آن معطوف گردد و هشیار باشی که هیچ صورت خیالی دیگری وارد محوطه صورت 1 نشود . پس در همین ابتدای کار است که در می یابی که صورت های خیالی دیگریمزاحم تو شده وذهن تورا می خواهند تاریک و مشوش نمایند. صورت هایی که بسیاری از آنها قابل تشخیص و شناسایی از یکدیگر نیست . صورت هایی که از افکار روزانه وشبانه و مقاصد و خواسته های توست .حتی این افکار چه بسا درباره این باشد که یک ساعت بعد در فلان جا خواهی بود یا فلان عمل را انجام خواهی داد .این در حالی است که تو فقط به صورت 1 نظر داری و به آن توجه خواهی نمود واین تشویش مدتی با تو خواهد بود و تداوم خواهد داشت . پس اگر چند روزی به تخلیه این خیالات بپردازی بعد از مدتی مشاهده می کنی آن خیالات وخواطر رو به کاهش گذاشته و هر روز کم می شود و خیال نیز روحانی می گرددتا ایکه احساس می کنی هر چه به دل و ذهن تو خطور می کند چنان روشن است که گویا با چشم حس خود مشاهده می کنی. آنگاه این خواطر تدریجا روز به روز کمتر می شود تا هیچ صورتی با صورت 1 باقی نمی ماند . این مطلب را خوب تحویل بگیر . 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 شهریور 1395 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
 1 - هر کس چهل روز خود را برای خدا خالص کند چشمه های حکمت از قلب وی بر زبانش  جاری می شود . رسول اکرم صلی الله علیه و آله                                                   
 2 - تلخی حق را تحمل کن ومبادا که فریب شیرینی باطل را بخوری . امام علی (ع)       
 3 - عبادت با وجود حرام خواری مانند ساختن بنایی بر روی شن و بنا به قولی روی آب  است . رسول اکرم صلی الله علیه و آله                                                            
 4 - بزرگترین حق را بر زن شوهر او دارد وبزرگترین حق را بر مرد مادر او . رسول اکرم صلی 
 الله علیه و آله 
 5 - اگر شیاطین گرداگرد دل های فرزندان آدم گردش نمی کردند هر آینه آنها ملکوت آسمانها وزمین را می دیدند .حضرت رسول اکرم (ص)
6 - اگر این گفتار بسیار در زبانها واین اضطراب و آشوب در دل های شما نبود هر آینه می دید آنچه را که من می بینم و می شنیدید آنچه را که من می شنوم . رسول اکرم (ص)
 7 - دروغ روزی را کم می کند . امام علی (ع)
 8 - ای علی یک درهم ربا نزد خداوند شدید تر است از هفتاد بار زنا با مادر خود در بیت الله الحرام . پیامبر اکرم (ص)
                                                  




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 17 خرداد 1395 :: نویسنده : جواد خلیلی
این صفحه را به اشتراک بگذارید
عرفان اسلامی چیست؟
هر چیزی ظاهر وباطنی راداراست . به عنوان مثال یک گردو ظاهری وباطنی دارد وظاهرآن پوسته آن است وباطن آن مغز.
دین یک ظاهری دارد که حتی ممکن است منافق با مومن در این ظاهر یکسان به نظر برسد ولی باطنی نیز داراست که مختص افرادی است که با برنامه ریزی برای به دست آوری پیشرفت در امور بعد معنوی خویش تلاش می کنند .
انسان دارای دو بعد مادی ومعنوی می باشد.



                                                                                                                                                                               


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : جواد خلیلی
نویسندگان
نظرسنجی
سطح مطالب وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید ؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :